تبلیغات
حسینیه امام خمینی - حضرت آدم و شش مجسمه
 






روزی حضرت آدم(ع) ناگهان دید سه مجسمه سیاه و بدقیافه در طرف چپ او قرار گرفتند، و سه مجسمه نورانى در طرف راست او. 

از مجسمه هاى طرف راست یكى یكى پرسید: شما كیستید؟ 

مجسمه اول گفت: من "عقلهستم. دومى گفت: من "حیاهستم. و سومى گفت: من"رحمهستم.

آدم(ع) پرسید: جاى شما در كجا است؟

عقل گفت: در سر انسان ها. حیا گفت: در چشم انسان ها. و رحم گفت: در دل انسان ها.

آدم به طرف چپ برگشت و از سه مجسمه سیاه و بد شکل، پرسید شما كیستید؟

اولى گفت: من "تكبّرهستم. حضرت آدم(ع) گفت: جاى تو كجاست؟ گفت: سر انسانها.
آدم(ع) فرمود: سر كه جاى عقل است. تکبّر گفت: اگر من وارد سر شوم، عقل مى رود. 

از دومى پرسید: تو كیستى؟ گفت: من "طمعهستم. آدم فرمود: جاى تو كجاست؟ گفت: در چشم انسانها.
آدم(ع) فرمود: چشم كه جاى حیا است. طمع گفت: من اگر در چشم جا گرفتم، حیا مى رود. 

از سومى پرسید: تو كیستى؟ گفت: من "حسدهستم. فرمود جاى تو كجاست؟ گفت: جاى من در دل انسانها است. 
آدم(ع) فرمود: دل كه جاى رحم است. حسد گفت: اگر من وارد قلب انسان شوم، رحم و مروت از قلب مى رود.



نتیجه می گیریم كه: 

اگر انسان دریچه هاى وجود خود را به روى گناهان بگشاید، هر گناهى كه در وجود او جا كند، به همان مناسبت، فضیلت و اخلاق انسانى از او دور مى گردد.
 
   
برای بهره مندی بیشتر از مطالب وبلاگ حتما به قسمت بایگانی هم سری بزنید