تبلیغات
حسینیه امام خمینی - جوانی که مجبور شد برای فرار از گناه، نجاست پاک کند!
 
نوشته شده توسط : خادم الحسین
قبل از انقلاب بود. باید برای ادامه خدمت، می رفت منزل جناب سرهنگ. همان اول، وضع زننده همسر او را که دید فرار کرد و برگشت به پادگان. هجده توالت بود که هر نوبت چهار نفر باید تمیزشان می کردند. عبدالحسین برای تنبیه، باید جور همه را می کشید. یک هفته بعد، سرهنگ رو کرد به او و گفت: دوست داری برگردی همان جا، مگر نه؟

 تاثیری روی او نداشت! گفت:«اگر تا آخر خدمت مجبور باشم همه کثافت های توالت را در بشکه خالی کرده و به بیابان بریزم، باز هم آن جا پا نمی گذارم!»

 
بیست روز دیگر به همان کار ادامه داد. مسئولان یگان، خودشان خسته شدند و رهایش کردند


:: مرتبط با: مذهبی ,
:: برچسب‌ها: جوان , نجاست ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 1 دی 1393 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
   
برای بهره مندی بیشتر از مطالب وبلاگ حتما به قسمت بایگانی هم سری بزنید